تبليغاتX
تهاجم امریکا به ایران,قدم به قدم تا جنگ - سربازان امریکایی*
ایا شما موافق جنگ هستید؟

ماه‌هاي پاياني سال 84، روز‌هاي پرالتهابي براي حکومت ايران بود. تغيير لحن و تشديد حملات سياستمداران آمريكايي و اروپايي به حکومت اسلامي، كه به استفاده از تعابيري تند از سوي بازهای کاخ همیشه سفید یعنی جورج بوش،رئيس‌جمهور ايالات متحده وخانم رايس، وزير خارجه،دونالد رامسفلد، وزير دفاع و نيكلاس برنز، مسئول پرونده ايران در دولت آمريكا انجاميد، باعث شد تا اين‌ بار، افكار عمومي، از اين تغيير رويكرد كاخ سفيد، فضایی مشابه جنگ ائتلاف به رهبری امریکا علیه حکومت دیکتاتوری صدام را براي حمله نظامي به ايران برداشت كنند.

تداوم اين افزايش تنش حتي به تعيين تاريخ احتمالي حمله ائتلاف به رهبری آمريكا به ايران از سوي برخي تحليلگران انجاميد و ميانه تعطيلات نوروزي، زمان احتمالي اين تهاجم تعيين شد، اما با گذشت روزها، هفته‌ها و ماه‌ها از آن تاريخ، نه تنها حمله نظامي به ايران نشد، بلكه هرچه گذشت، از مواضع اصولی ايالات متحده و متحدانش عليه حکومت اسلامي كاسته شد و حتي واشنگتن براي نخستين بار، آمادگي خود را براي مشاركت مستقيم در مذاكرات پرونده هسته‌اي ايران، كه طي سه سال گذشته، همواره از آن دوري مي‌جست، ابراز كرد.

خارج از انصاف است كه فضاي حاكم بر ایران در چند ماه اخیر را كه نه تنها حکومت ايران را تحت تأثير قرار داده، بلكه به موضوع نخست رسانه‌هاي گروهي جهان تبديل شده و بسياري از دولت‌هاي منطقه را نيز به این باور رسانده است که تهاجم به ایران نزدیک است، تنها يك فضاي تبليغاتي بدانيم، چراكه قراين نشان مي‌دهد، ارجاع پرونده هسته‌اي ايران به شوراي امنيت، فرصت مناسبي براي عملي ساختن تصميم ائتلاف به رهبری ايالات متحده براي اقدام نظامي عليه حکومت اسلامي را پديد آورده است و اين فضا  تأثير محسوسي بر  سران و مقامات حکومت اسلامی گذارده است؛

در اين چهارچوب، گمانه‌هاي مختلفي براي كشف عامل جلوگيري از حمله نظامي ائتلاف بین المللی به ايران مطرح است كه در ادامه به صورت گذرا به آن اشاره مي‌شود:
نیاز به اتمام حجت و دستیابی به اجماعی بزرگتر:

آمريكا براي جلوگيري از تكرار فضاي اندک ضدجنگ ايجاد شده در ميان بعضی افكار عمومي در جنگ علیه صدام، نياز به فراهم آوردن اجماع یزرگتر و همراهي  عمومي عليه حکومت اسلامي دارد و تعيين اين فضا، جز با اتمام حجت و دادن فرصت بازگشت به تهران از مسير به دست آوري فناوري غیر صلح امیز هسته‌اي ممكن نبود.

مشاركت چين، روسيه و اروپا براي بازگشت تهران از تصميم خود، با اين پيش‌بيني كه حکومت اسلامي از فناوري دستیابی به بمب هسته‌اي چشم‌پوشي نخواهد كرد، به فراهم آوردن اين اجماع كمك خواهد كرد؛ بنابراين، دادن فرصتي شش‌ماهه براي اتمام حجت با ايران، علت اصلي اقدام نكردم نظامي عليه جمهوري اسلامي بوده است.

منحرف کردن حکومت ایران از اصل قضیه:

ائتلاف بین المللی به رهبری امریکا این موضوع را می داند تهاجم ارتش دموکراسی به حکومت ایران در شرايطي كه اين كشور آماده مقابله است،شاید هزينه‌هاي بیشتری  در پي داشته باشد ؛ بنابراين،ترجیح دادند که با دادن نشانه‌هاي آرامش‌بخش به تهران و خارج كردن حکومت اسلامي از آمادگي،باعث‌شوند كه در درجه نخست، قدرت مقاومت در داخل كاهش يابد و در وهله دوم، همراهي جهان اسلام با حکومت اسلامی ایران در تقابل با ائتلاف تشکیل شده به رهبری آمريكا كاهش يابد و سوم هزینه های مادی و معنوی ان کم شود.ايجاد وقفه در حمله به ايران، فرصت بهبود و آمادگي داخلي براي آمريكا را فراهم خواهد آورد. ايجاد تأخير در حمله باعث تغيير شرايط در اروپا و بهبود شرايط متحدان اقای جورج بوش خواهد شد.

 

تروریست های وابسته به حکومت ایران در لبنان و فلسطین باید خلع صلاح شوند که دولت منتخب لبنان در حال لابی گسترده ایی برای  خلع سلاح انان است

سقوط بشار اسد و پيامد آن، خلع سلاح حزب‌الله لبنان، يكي از مقدمات مهم براي كليد خوردن پروژه ايران است و اكنون كه پایه های حکومت فاسد اسد، د حال ویرانی است، مي‌توان با وجود ضعف نزديك‌ترين متحد  حکومت اسلامی ايران در خاورميانه به سادگي به اقدام نظامي عليه حکومت اسلامي دست زد.

فقدان الترناتیو قوی برای حکومت اسلامی

با توجه به  ضعف اندک حاكم بر اپوزيسيون حکومت اسلامي، شامل گروه‌هاي سلطنت‌طلب و جمهوريخواه،ایالات متحده و متحدانش در حال جمع بندی و تشکیل شورایی متحد هستند که شامل تمام اپوزسیون برای بدست گیری دولت جایگزین و البته موقت باشد.
شايد بتوان گزينه‌هاي ديگري را نيز به عوامل تاخیر امدن نیرو های ارتش دموکراسی به ایران افزود، اما  قدرمسلم آن است  این فرايندها، موجب تغيير پارادايم چگونگي برخورد با حکومت اسلامي در كاخ سفيد شده است؛ پارادايمي كه نشانه‌هاي آن را بارها مي‌توان، در اظهارنظرهاي رسمي و غيررسمي مقامات ایالات متحده و اروپاییان يافت.
شواهد از آن حكايت دارد كه شكاف استراتژيك ميان آمريكا و ديگر كشورهاي غربي درباره ايران كه براندازي و تعامل دو سوي اين گروه بود، به سمت وحدتي راهبردي در حركت است كه موجوديتي يكپارچه از غرب را در برابر حکومت اسلامي به تصوير خواهد كشيد.

خوب دوستان عزیز ما سربازان امریکایی هدف اصلی مان اول براندازی حکومت اسلامی به صورتی که کمترین هزینه مادی و معنوی را دارا باشد قرار داده بودیم چیزی شبیه انقلاب های مخملی اوکراین و گورجستان،اما همگان می دانند و دیدند حکومت اسلامی با چهره کریه خود با کوچکترین اعتراضات به حق چگونه بر خورد کرد و راه مسالمت امیزی  را باقی نگذاشت.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------

*برای همه کسانی که می خواهند بدانند که ما چرا نام خود را ((سربازان امریکایی)) گذاشته ایم:

اگر ما در هدفمان مصمم هستیم بخاطر این است که به انچه می گوییم ایمان اورده ایم،برای درک بهتر هدفمان و خودازمایی با به خطر انداختن جان خود تا به عراق نیز رفتیم و در انجا  وقتی با یک تفنگدار ارتش امریکا روبه رو شدیم و  زمانی که فهمید ما برای چه به انجا امده ایم  باصدایی بغض الود به فارسی به ما سلام کرد و گفت:

 we love iranian سپس ما را به یک مقر فرماندهی بردند،این برای ما اصلا باور کردنی نبود.... سربازان ارتش امریکا  ما را تشویق کردند و ما ساعتی در کنار انها بودیم و درباره هدفمان با انها صحبت کردیم. در انجا انان پرچم امریکا را به ما هدیه دادند و مارا سربازان امریکایی در ایران نامیدند. ما هم اکنون نیز با بعضی از انان از طریق ایمل در ارتباط هستیم

در آينده در اين‌باره بيشتر سخن خواهيم گفت.

+ نوشته شده در  ساعت 3:1 قبل از ظهر  توسط سربازان امریکایی  |