تبليغاتX
تهاجم امریکا به ایران,قدم به قدم تا جنگ
ایا شما موافق جنگ هستید؟
با سلام

با توجه به عدم ارسال جواب حکومت اسلامي در رابطه با پکيج اروپايي ها که مورد تاييد ايالات متحده نيز قرار داشت،پرونده هسته حکومت اسلامي قطعا به شوراي امنيت باز خواهد گشت.اکنون ديگر کاملا واضح مي باشد که حکومت اسلامي همان راهي را مي رود که عراق قبل از اين طي نموده است.

اما حکومت اسلامي دلخوش به حمايت هاي روسيه وچين مي باشد در مورد روسيه مي توان چنين استدلال نمود:

اقای جورج بوش بارها اعلام کرده شخص ÷وتین را بسیار دوست دارد


مقامات دولت بوش اعلام كرده اند كه واشينگتن قصد دارد براى اولين بار و به صورت گسترده در زمينه تكنولوژى صلح آميز هسته اى با روسيه همكارى كند. زمانى كه خبر همكارى هسته اى آمريكا و هند در رسانه ها منعكس شد، بسيارى اين گونه تحليل كردند كه يكى از اهداف اين همكارى محدود ساختن روابط هند با حکومت اسلامي و تضمين حمايت دهلى نو از سياست هاى واشينگتن عليه حکومت اسلامي است. هر چند مقامات هند اين نظريه را تكذيب مى كنند، اما موضع گيرى هاى دهلى نو در قبال قطعنامه هاى پيشين شوراى حكام در مورد ايران و تعلل در زمينه پروژه خط لوله گاز ايران - پاكستان - هند، نشانه اى از نرمش هند در قبال آمريكا است. اكنون در حالى كه استراتژى واشينگتن در مورد هند موفق گرديده است،دولت بوش اين استراتژى را در مورد كشورى به كار مى گيرد كه در برخورد با ايران ابزار تعامل قدرتمندترى دراختيار دارد. روسيه شريك تجارى و بزرگترين شريك هسته اى ايران در منطقه اى است كه به لحاظ ژئوپولتيكى نقش حساسى در سياست هاى دولت بوش ايفا مى كند. مقامات آمريكايى به اين نتيجه رسيدند كه ولاديمير پوتين رئيس جمهور روسيه مهره اى اساسى در راه تلاش غرب براى كنترل فعاليت هاى هسته اى حکومت اسلامي ايران به شمار مى آيد. روزنامه واشينگتن پست به نقل از مقامات مى نويسند: بوش قصد دارد در جريان نشست رهبران گروه هشت كشور صنعتى جهان موسوم به گروه هشت در سن پترزبورگ، اين پيشنهاد را به پوتين ارائه كند و سپس مذاكرات طبق قوانين آمريكا براى انعقاد تفاهم رسمى آغاز خواهد شد. واشينگتن پست مى نويسد: به عقيده دولت بوش اين پيشنهاد براى هر دو طرف (آمريكا و روسيه) سودآور است. اين پيشنهاد در مقابل، به عنوان مشوقى براى تضمين حمايت روسيه از سياست هاى غرب در مورد ايران ارائه مى شود.از سوى ديگر اين طرح براى سياست بوش مبنى بر ارسال انرژى صلح آميز هسته اى به كشورهاى مصرف كننده سودمند است زيرا روسيه مكانى را براى نگاهدارى ضايعات سوخت تامين خواهد كرد.

همچنين يادمان باشد دولت روسيه قبل از تهاجم ائتلاف به رهبري امريکا به حکومت صدام يکي از حاميان سر سخت عراق بود اما فهميد که منافع اش در صورت جانبداري از صدام به خطر مي افتد.

و اما چين:

ریس جمهور ایالات متحده در کنار همتای چینی اش
اگر بخواهيم عاميانه بگوييم دولت چين اظهار مي نمايد که کشورشان اکنون به منابع انرژي سخت محتاج است و حکومت ايران اين منابع را با قيمت بسيار ناچيز در اختيارشان مي گذارد انها در قبال عدم حمايت از ايران فقط دنبال جايگزيني براي ايران مي گردند که دولت عربستان سعودي امادگي خود را براي تامين ۷۰٪  بيش از منابعي که ايران در اختيار چين مي گذارد اعلام کرده است و از طرفي رابطه تجاري چين با اروپا و امريکا خيلي خيلي بيشتر از رابطه چين با حکومت اسلامي ايران است و هيچگاه دولت چين بازار خود را در غرب و ايالات متحده به بازاري که در ايران دارد نمي فروشد.

و اما حکومت ايران:

اکنون حکومت اسلامی منزوی تر از همیشه می نماید و انها حتی خمایت حامیان منفعت طلبشان را نیز از دست داده اند

حکومت اما همچنان در توهمات احمدی نژاد غوطه ور است اخیرا او وجود گرانی و تورم را از ریشه تکذیب نموده و افزایش قیمت شیر و لبنیات را تا بیش از ۳۰٪ در یک کشور ۷۰ میلیونی فقط اشتباه یک نفر اعلام نموده است!!! از شاهکار های دیگر و البته بکر احمدی نژاد فوت دوباره پدر او می باشد!!،او در مصاحبه ایی در زمانی که شهردار تهران بود اعلام کرده بود که:"پدرم یک رفتگر ساده بود که در سال ۷۲ در یک حادثه رانندگی جان باخت"* اکنون بعد از سالها پدر ایشان دوباره می میرد این بیان کننده این موضوع است که او چه مقدار احمق و کودن است.
 ------------------------------------------------------------------------------------------

*خبرگذاری مهر مجبور شده است که متن این مصاحبه را از ارشیو خود حذف نماید اما نسخه ایی از ان مصاحبه در سایت گوگل موجود است.

+ نوشته شده در  ساعت 4:30 قبل از ظهر  توسط سربازان امریکایی  | 

ماه‌هاي پاياني سال 84، روز‌هاي پرالتهابي براي حکومت ايران بود. تغيير لحن و تشديد حملات سياستمداران آمريكايي و اروپايي به حکومت اسلامي، كه به استفاده از تعابيري تند از سوي بازهای کاخ همیشه سفید یعنی جورج بوش،رئيس‌جمهور ايالات متحده وخانم رايس، وزير خارجه،دونالد رامسفلد، وزير دفاع و نيكلاس برنز، مسئول پرونده ايران در دولت آمريكا انجاميد، باعث شد تا اين‌ بار، افكار عمومي، از اين تغيير رويكرد كاخ سفيد، فضایی مشابه جنگ ائتلاف به رهبری امریکا علیه حکومت دیکتاتوری صدام را براي حمله نظامي به ايران برداشت كنند.

تداوم اين افزايش تنش حتي به تعيين تاريخ احتمالي حمله ائتلاف به رهبری آمريكا به ايران از سوي برخي تحليلگران انجاميد و ميانه تعطيلات نوروزي، زمان احتمالي اين تهاجم تعيين شد، اما با گذشت روزها، هفته‌ها و ماه‌ها از آن تاريخ، نه تنها حمله نظامي به ايران نشد، بلكه هرچه گذشت، از مواضع اصولی ايالات متحده و متحدانش عليه حکومت اسلامي كاسته شد و حتي واشنگتن براي نخستين بار، آمادگي خود را براي مشاركت مستقيم در مذاكرات پرونده هسته‌اي ايران، كه طي سه سال گذشته، همواره از آن دوري مي‌جست، ابراز كرد.

خارج از انصاف است كه فضاي حاكم بر ایران در چند ماه اخیر را كه نه تنها حکومت ايران را تحت تأثير قرار داده، بلكه به موضوع نخست رسانه‌هاي گروهي جهان تبديل شده و بسياري از دولت‌هاي منطقه را نيز به این باور رسانده است که تهاجم به ایران نزدیک است، تنها يك فضاي تبليغاتي بدانيم، چراكه قراين نشان مي‌دهد، ارجاع پرونده هسته‌اي ايران به شوراي امنيت، فرصت مناسبي براي عملي ساختن تصميم ائتلاف به رهبری ايالات متحده براي اقدام نظامي عليه حکومت اسلامي را پديد آورده است و اين فضا  تأثير محسوسي بر  سران و مقامات حکومت اسلامی گذارده است؛

در اين چهارچوب، گمانه‌هاي مختلفي براي كشف عامل جلوگيري از حمله نظامي ائتلاف بین المللی به ايران مطرح است كه در ادامه به صورت گذرا به آن اشاره مي‌شود:
نیاز به اتمام حجت و دستیابی به اجماعی بزرگتر:

آمريكا براي جلوگيري از تكرار فضاي اندک ضدجنگ ايجاد شده در ميان بعضی افكار عمومي در جنگ علیه صدام، نياز به فراهم آوردن اجماع یزرگتر و همراهي  عمومي عليه حکومت اسلامي دارد و تعيين اين فضا، جز با اتمام حجت و دادن فرصت بازگشت به تهران از مسير به دست آوري فناوري غیر صلح امیز هسته‌اي ممكن نبود.

مشاركت چين، روسيه و اروپا براي بازگشت تهران از تصميم خود، با اين پيش‌بيني كه حکومت اسلامي از فناوري دستیابی به بمب هسته‌اي چشم‌پوشي نخواهد كرد، به فراهم آوردن اين اجماع كمك خواهد كرد؛ بنابراين، دادن فرصتي شش‌ماهه براي اتمام حجت با ايران، علت اصلي اقدام نكردم نظامي عليه جمهوري اسلامي بوده است.

منحرف کردن حکومت ایران از اصل قضیه:

ائتلاف بین المللی به رهبری امریکا این موضوع را می داند تهاجم ارتش دموکراسی به حکومت ایران در شرايطي كه اين كشور آماده مقابله است،شاید هزينه‌هاي بیشتری  در پي داشته باشد ؛ بنابراين،ترجیح دادند که با دادن نشانه‌هاي آرامش‌بخش به تهران و خارج كردن حکومت اسلامي از آمادگي،باعث‌شوند كه در درجه نخست، قدرت مقاومت در داخل كاهش يابد و در وهله دوم، همراهي جهان اسلام با حکومت اسلامی ایران در تقابل با ائتلاف تشکیل شده به رهبری آمريكا كاهش يابد و سوم هزینه های مادی و معنوی ان کم شود.ايجاد وقفه در حمله به ايران، فرصت بهبود و آمادگي داخلي براي آمريكا را فراهم خواهد آورد. ايجاد تأخير در حمله باعث تغيير شرايط در اروپا و بهبود شرايط متحدان اقای جورج بوش خواهد شد.

 

تروریست های وابسته به حکومت ایران در لبنان و فلسطین باید خلع صلاح شوند که دولت منتخب لبنان در حال لابی گسترده ایی برای  خلع سلاح انان است

سقوط بشار اسد و پيامد آن، خلع سلاح حزب‌الله لبنان، يكي از مقدمات مهم براي كليد خوردن پروژه ايران است و اكنون كه پایه های حکومت فاسد اسد، د حال ویرانی است، مي‌توان با وجود ضعف نزديك‌ترين متحد  حکومت اسلامی ايران در خاورميانه به سادگي به اقدام نظامي عليه حکومت اسلامي دست زد.

فقدان الترناتیو قوی برای حکومت اسلامی

با توجه به  ضعف اندک حاكم بر اپوزيسيون حکومت اسلامي، شامل گروه‌هاي سلطنت‌طلب و جمهوريخواه،ایالات متحده و متحدانش در حال جمع بندی و تشکیل شورایی متحد هستند که شامل تمام اپوزسیون برای بدست گیری دولت جایگزین و البته موقت باشد.
شايد بتوان گزينه‌هاي ديگري را نيز به عوامل تاخیر امدن نیرو های ارتش دموکراسی به ایران افزود، اما  قدرمسلم آن است  این فرايندها، موجب تغيير پارادايم چگونگي برخورد با حکومت اسلامي در كاخ سفيد شده است؛ پارادايمي كه نشانه‌هاي آن را بارها مي‌توان، در اظهارنظرهاي رسمي و غيررسمي مقامات ایالات متحده و اروپاییان يافت.
شواهد از آن حكايت دارد كه شكاف استراتژيك ميان آمريكا و ديگر كشورهاي غربي درباره ايران كه براندازي و تعامل دو سوي اين گروه بود، به سمت وحدتي راهبردي در حركت است كه موجوديتي يكپارچه از غرب را در برابر حکومت اسلامي به تصوير خواهد كشيد.

خوب دوستان عزیز ما سربازان امریکایی هدف اصلی مان اول براندازی حکومت اسلامی به صورتی که کمترین هزینه مادی و معنوی را دارا باشد قرار داده بودیم چیزی شبیه انقلاب های مخملی اوکراین و گورجستان،اما همگان می دانند و دیدند حکومت اسلامی با چهره کریه خود با کوچکترین اعتراضات به حق چگونه بر خورد کرد و راه مسالمت امیزی  را باقی نگذاشت.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------

*برای همه کسانی که می خواهند بدانند که ما چرا نام خود را ((سربازان امریکایی)) گذاشته ایم:

اگر ما در هدفمان مصمم هستیم بخاطر این است که به انچه می گوییم ایمان اورده ایم،برای درک بهتر هدفمان و خودازمایی با به خطر انداختن جان خود تا به عراق نیز رفتیم و در انجا  وقتی با یک تفنگدار ارتش امریکا روبه رو شدیم و  زمانی که فهمید ما برای چه به انجا امده ایم  باصدایی بغض الود به فارسی به ما سلام کرد و گفت:

 we love iranian سپس ما را به یک مقر فرماندهی بردند،این برای ما اصلا باور کردنی نبود.... سربازان ارتش امریکا  ما را تشویق کردند و ما ساعتی در کنار انها بودیم و درباره هدفمان با انها صحبت کردیم. در انجا انان پرچم امریکا را به ما هدیه دادند و مارا سربازان امریکایی در ایران نامیدند. ما هم اکنون نیز با بعضی از انان از طریق ایمل در ارتباط هستیم

در آينده در اين‌باره بيشتر سخن خواهيم گفت.

+ نوشته شده در  ساعت 3:1 قبل از ظهر  توسط سربازان امریکایی  | 

سلام به شما دوستان عزیز

اوضاع حکومت اسلامی ایران کاملا پیچیده شده است.سران حکومت ترس را تا عمق وجودشان حس کرده اند و صدای پای سربازان امریکایی را شنیده و عزمشان را درک کرده اند و از مواضع خود در مسائل هسته ایی سخت در حال عقب نشینی هستند.نمونه این عقب نشینی ها تشکیل شورایی از سوی رهبر حکومت اسلامی است که از ان شورا به عنوان"بازگشت میانه روها به سیاست خارجی"یاد می شود.این شورا به پیشنهاد سید خائن(خاتمی)تشکیل شده و ریاست ان بر عهده کمال خرازی است.

اعضای این شورا(على اكبر ولايتى، على شمخانى، محمد شريعتمدارى و محمدحسين طارمى)همگی از چهره های میانه رو حکومت هستند و تمام سعی خود را برای جلوگیری از منزوی شدن بیشتر ایران در جامعه جهانی خواهند کرد اما سودی نخواهد داشت.

حکومت ایران در این زمان به طور بی سابقه ایی تحت فشار است و حلقه ائتلاف علیه حکومت بزرگ تر می شود از ژاپن،چین،روسیه،هند گرفته تا کشور های اروپایی و سه بزرگ(انگلستان،فرانسه والمان) و البرادعی همه و همه خواهان بازگشت ایران به میز مذاکره و تعلیق غنی سازی هستند اما سران حکومت با لاف هایی که زده اند می دانند که اگر عقب نشینی کنند شکست خفت باری برایشان خواهد بود.

 در این حال دولت حکومت اسلامی همچنان در توهمات خویش گرفتار است و دچار خود بزرگ بینی عجیبی است که این برای ما سربازان امریکایی مورد بسیار خوبی به حساب می اید این توهم تا انجا پیش رفته که ۲۴ ساعت پس از حكم  رهبرى واكنش سخنگوى دولت محمود احمدى نژاد را برانگيخته و او اعلام کرده:«وظايف اين شورا تعريف شده است و بيشتر در حوزه مشاوره و راهبردى است و وظيفه اجرايى ندارد.» این در حالیست که براساس حكم رهبرى سه وظيفه اصلى براى شوراى روابط خارجى پيش بينى شده است: ۱- كمك به تصميم گيرى هاى كلان، ۲- جست وجو از افق هاى نو در روابط خارجى و ۳- بهره مندى از نظرات نخبگان. اين نخبگان انتخاب رهبرى همان كسانى هستند كه از يك سال گذشته از عرصه تصميم گيرى در روابط خارجى ايران حذف شده اند و با فرمان رهبرى دوباره بازمى گردند.

 البته اینکه این حکم دخالت مستقیم یک حاکمی است که مردم قدرت انتخاب او را ندارند و او قدرت نامحدودی دارد و دخالت او در دولت به اصطلاح منتخب  نمونه دیگری از نبود دموکراسی است و بحث جدایی است که در حوصله این بحث نمی گنجد.

ما  سربازان امریکایی بسیار خرسندیم که  دولتی در ایران سر کار امده تا با تندروی هایش ایران را منزوی تر کند تا خطر حکومت اسلامی برای همگان اعیان شود و سقوط این رژیم فاشیسم اسلامی سرعت گیرد،فقط ان زمان است که ما و شما وزش نسیم ازادی و دموکراسی در ایران عزیز را احساس می کنیم. قدم به قدم بسوی جنگ و حالا قدمها شتاب بیشتری می گیرد.....

+ نوشته شده در  ساعت 3:7 قبل از ظهر  توسط سربازان امریکایی  |